۱۳۹۲ تیر ۳۰, یکشنبه

شجاعت کشف حقیقت

شجاعت کشف حقیقت
بخش پایانی
ترجمۀ وریا کریمی

این بخش آخر گفتار استیون هاوکینگ در مورد شکل گیری گیتی و قانونمندی های حاکم بر کائنات است. بخش های قبل را می توانید در شماره های 31و 61 و 91 «آتش» ملاحظه کنید.
رودخانه‌ای را در نظر بگیریم كه از قسمتی از یك كوه سرازیر می‌شود. چه چیزی رود را به وجود آورده است؟ خوب احتمالا بارانی كه پیشتر باریده است. اما چه چیزی باران را پدید آورده؟ تابش آفتاب شاید جواب خوبی باشد. آفتابی كه روی اقیانوس تابیده آب را به آسمان تبخیر كرده و ابرها را به وجود آورده است. خوب چه چیزی باعث شده كه خورشید بتابد؟ اگر ما به درون خورشید بنگریم، به فرایندی به نام گداخت (جوش خوردن) بر می‌خوریم كه طی آن اتم‌های هیدروژن به همدیگر ملحق شده و هلیوم را به وجود می‌آورند كه طی این فرآیند مقادیر زیادی انرژی آزاد می‌شود. تا حالا خوب جلو آمدیم. هیدروژن از كجا آمده است؟ پاسخ: بیگ بنگ.
اما نقطه حساس ماجرا این جاست. خود قوانین طبیعت (اینجا مكانیك كوانتوم مد نظر است) به ما می‌گویند نه تنها كائنات توانسته است مانند یك پروتون یكدفعه به وجود بیاید و به هیچ انرژی‌ای نیاز نداشته باشد، بلكه می‌گویند این که كل گیتی می‌تواند از هیچ به وجود بیاید امكان پذیر است. از هیچ! توضیح آن در دل این نظریه اینشتین و دیدگاه‌های او در مورد اینكه چگونه فضا و زمان در اساس به هم آمیخته و وابسته هستند، نهفته است. در لحظات ابتدایی بیگ بنگ اتفاق بسیار عجیبی افتاد. زمان از آن موقع شروع شد.
برای درك این موضوع گیج كننده، سیاهچاله‌ای را در نظر بگیرید كه در فضا سرگردان است. یك سیاهچاله نمونه تیپیك ستاره‌ای آن چنان سنگین است كه در خودش فرو می‌ریزد. سیاهچاله آنقدر سنگین و چگال است كه حتی نور هم نمی‌تواند از جاذبۀ آن بگریزد. به همین علت است كه كاملا سیاه است. میدان جاذبۀ آن، چنان قوی است كه علاوه بر نور، زمان را نیز دچار خمش و انحنا می‌كند. برای فهم این موضوع تصور كنید كه یك ساعت دارد به درون سیاهچاله‌ای كشیده می‌شود. هر چه كه ساعت به آن نزدیك و نزدیك‌تر می‌شود، گذر زمان كند و كند‌تر می‌شود. خود زمان شروع به كند شدن می‌كند. حالا تصور كنید كه ساعت داخل سیاهچاله رفته است. به این فكر كنید كه تحت چه نیروی جاذبه شدیدی قرار می‌گیرد و به تبع آن، ساعت از حركت می‌ایستد. ساعت متوقف می‌شود نه به این علت كه خراب می‌شود بلكه به این خاطر كه درون سیاهچاله زمان وجود ندارد و این دقیقا همان اتفاقی است كه در بدو پیدایش كیهان به وقوع پیوست.
من معتقدم نقشی كه زمان در آغاز پیدایش جهان بازی كرده است، مجوز نهایی ماست برای حذف نیاز به یك طراح بزرگ؛ و روشنگر اینست كه كیهان چگونه خود را به وجود آورده است. وقتی كه ما به زمان وقوع بیگ بیگ برگردیم، گیتی كوچك و كوچكتر می‌شود. تا اینكه در نهایت به نقطه‌ای می‌رسیم كه كل جهان در آن قرار داشته است. فضایی بسیار كوچك كه در حقیقت یك سیاهچاله بی نهایت چگال بوده است. و همانند سیاهچاله‌های امروزی، كه در فضا شناور هستند، قوانین طبیعت یك موضوع خارق العاده را دیكته می‌كنند. آن‌ها به ما می‌گویند در اینجا (نقطه مورد اشاره در بیگ بنگ) نیز زمان باید متوقف شده باشد. شما نمی‌توانید به زمانی پیشتر از بیگ بنگ برگردید زیرا قبل از بیگ بنگ قبل تری وجود نداشته است. ما در نهایت به چیزی رسیدیم كه علت نداشته است، زیرا زمانی برای وقوعِ علت وجود نداشته است. این برای من به این معناست كه امكانی برای وجود یك خالق وجود نداشته است. چرا كه زمانی برای موجود بودن یك آفریننده وجود نداشته است. از آنجا كه خودِ زمان در لحظه وقوع بیگ بنگ شروع شده است، این واقعه (بیگ بنگ) پدیده‌ای بوده است كه نمی‌توانسته معلول، مخلوق یا آفریده كسی یا چیزی بوده باشد. بنابراین علم پاسخی را كه در جستجویش بودیم به ما داد. پاسخی كه بشر برای یافتنش 3000 سال تلاش كرده است. ما به اینكه قوانین طبیعت چگونه بر روی ماده و انرژی موجود در كیهان عمل می‌كنند، پی بردیم و فهمیدیم كه آغاز این فرایند در نهایت منجر به تشكیل ما شده است. اما اینجا بر روی زمین خودمان، بسیار خرسندم كه همه این كارها را انجام داده‌ام. اگر مردم از من بپرسند كه آیا خدا جهان را آفریده است، من به آن‌ها خواهم گفت كه سئوال‌شان بی معناست چرا كه زمان قبل از بیگ بنگ وجود نداشته است و قاعدتا زمانی وجود نداشته است كه در آن خدا بتواند جهان را بیافریند. این سئوال مانند آن است كه از ما آدرس رسیدن به لبه زمین را بپرسند. زمین كروی است و لبه‌ای هم ندارد بنابراین تلاش برای یافتن لبۀ آن كاری بیهوده خواهد بود.
همه ما آزادیم به آنچه كه می‌خواهیم باور داشته باشیم و این هم دیدگاه من است كه ساده‌ترین توضیح است: خدایی وجود ندارد، هیچ كس سرنوشت ما را تعیین نمی‌كند. این‌ها مرا به فهمی بنیادین و عمیق رهنمود می‌كنند: احتمالا بهشت و زندگی بعد از مرگ نیز وجود ندارد. ما همین یكبار حق حیات داریم تا از طرح زیبای گیتی تجلیل كنیم، و همین برای من جای بسی قدردانی و سپاسگزاری دارد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر